خرید بک لینک
اصلش قصد داشتم شب یلدا یه نامه ی بلند برات بنویسم که اون یه دقیقه ی اضافه رو به نامه ی من مشغول باشی اما ویراستاری نامه ام از بلندیِ اون شب بیشتر طول کشید و طبق معمول من از زمان جا موندم...

قصد داشتم برات بنویسم که هر سال این شب رو با یاد شما میگذرونم میخواستم بدونی که قامت بلندت هر لحظه مثل بلندی شب هام جلوی چشممه قرار بود از خورشیدی که خیلی تا طلوعش مونده بگم اما دیرشد.

یادمه زیاد از شب و تاریکی خوشت نمی اومد. زود برای خواب آماده میشدی و بعد از نماز شب رو جز روزت میدونستی. میخواستم بهت بگم که من برعکس شما شب ها رو زندگی میکنم! شما جای من نیستی و شما نمیدونی چقدر تحمل یه چیزایی سخته شما نمیدونی که دیدنت برای من فقط توی خواب امکان پذیره وگرنه شما هم شب هات رو زندگی میکردی و شاید اصلا قید ثواب اضافه ی نماز شب رو میزدی!

هر دفعه میایی به خوابم و آرامش روز بعد رو هم حتی ازم میگیری اما نه اینکه شاکی باشم ها! اتفاقا خیلی هم راضی ام که قدم رنجه میکنی به خوابم ، اما هر بار میایی و در حالیکه داری میخندی به صبر دعوتم میکنی و من صبح روز بعدم رو با این ترس میگذرونم که باز این امتحان قراره سخت تر بشه ...

و من هر روز چیزهای جدیدتر و عجیب تری رو به چشم میبینم . کاش میدونستی صبوری کردن من کافی نیست من برخلاف شلوغی اطرافم خیلی خیلی تنهام و اصلا روا نیست دختری که سنگ صبوری جز مادرش نداره اینقدر اذیت بشه علاوه بر این من چقدر میتونم صبر داشته باشم؟

میدونی که سرت رو برگردونی و ببینی از بین اون همه آدم به هیچکدوم هیچ اعتمادی نیست یعنی چی؟ میدونی کسایی که مدت زیادی دوستشون داشتی رو دونه دونه از دست بدی ینی چی؟

میدونی اینکه نتونی دلیل غصه هات و بیزاریت از آدمهای اطرافت رو به هیچ کس بگی چه مزه ایی داره؟

اصلا تا حالا تو شرایط من بودی ؟ که حالا توقع صبر داری؟

چه نامه ی بی سر و ته و بدی نوشتم ! نامه ی بهتری هم نمیشه توقع داشت. این هم از جنبه های مختلف این امتحان عجیب 20 ساله بودنه ولی باید بگم اصلا منصفانه نیست و من خودم رو بابت همه ی این دم بر نیاوردن هام تحسین میکنم و خیلی هم خسته نباشم که به روی هیچ کس به جز شما نمیارم که چه بر من میگذرد این روز ها...

با آرزوی بهترینها

پردیس

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی ۱۳۹۶ساعت 1:57 توسط pardis |

برچسب: نویسنده: رادین زارعیان تاريخ: سه شنبه 19 دی 1396 ساعت: 16:53

صفحه بندی